تشخیص

تشخیص سرطان سینه چند بعدی است. تشخیص سرطان بواسطه معاینه بالینی، آزمایش های آسیب شناسی و آزمایشگاهی و رادیو گرافی صورت می گیرد. تشخیص زودرس بسیار حیاتی است. هر چه توده رشد بیشتر بکند احتمال انتشار به غدد لنفاوی بیشتر خواهد بود و درمان پیچیده تر می شود. در توده های کمتر از 1 سانتیمتر حدود 10 درصد، در توده های 2 سانتیمتری حدود 35 درصد و در توده های بزرگتر از 4 سانتیمتر حدود 60 درصد احتمال درگیری غدد لنفاوی وجود دارد.




ام آر آی ام آر آی در مواردی که ماموگرافی و سونوگرافی کمک کننده نباشد مانند بافت سینه ناهمگن و نتایج تصویر برداری نامشخص، برای تکمیل تشخیص استفاده می شود. یک مرور جامع نشان داد حساسیت و ویژگی این روش بین 75 تا 100 و 80 تا 83 درصد متغیر است. استفاده از ام آر آی منجر به 3.5 تا 28.6 درصد تشخیص بیشتر سرطان سینه شده است.

ماموگرافی ماموگرافی روش استاندارد بررسی توده های پستان است و به دو صورت غربالگری و تشخیصی صورت می گیرد. ماموگرافی معمولا توده های بزرگتر از 1 سانتیمتر را شناسائی می کند حال آنکه توده های قابل لمس معمولا 2 سانتیمتر هستند. کاتارزی و همکاران (1992) نشان دادند ماموگرافی در شناخت توده های غیر قابل لمس 93.8 درصد حساسیت دارد. یک مرور جامع نشان داد حساسیت و ویژگی این روش بین 80 تا 83 و 86 تا 94 درصد متغیر است. دانسیته پستان بصورت دارای 1) بافت چربی، 2) فیبروگلاندولار، 3) ناهمگن و 4) بسیار ناهمگن گزارش می شود.ماموگرافی ممکن است هر 6 ماه تا یکسال در افراد پرخطر توصیه شود.

اولترا سونوگرافی سونوگرافی از روش های معمول برای شناخت توده های بدخیم سینه است. ویژگی های توده بدخیم در سینه شامل حالت خاردار، بیضی شکل، دارای زائده می باشد. نتایج آن بر اساس بایراد یک تا شش (BIRADS) گزارش می شود. بایراد 1: بدون ضایعه، بایراد 2: ضایعات خوش خیم، بایراد 3: ضایعات خوش خیم ولی نیاز به معاینه مجدد، بایراد 4: مشکوک به غیرطبیعی بودن، بایراد 5: شک قوی به بدخیمی و بایراد 6: تشخیص قطعی بدخیمی است. خطر بروز سرطان در بایراد 5 حدود 95 درصد است. کاتارزی و همکاران (1992) نشان دادند سونوگرافی در شناخت توده های غیر قابل لمس 49.2 درصد حساسیت دارد. از این رو سونوگرافی برای شناخت بهتر توده های قابل لمس بکار می رود.

تومور مارکرها موادی هستند که توسط سلول های سرطانی یا سلول های سالم در پاسخ به سرطان یا در موارد غیر سرطانی تولید می شوند. در واقع هم توسط سلول های عادی و هم سلول های سرطانی تولید می شوند که البته در سرطان ها سطح آن خیلی بالا می رود. از آنها برای کمک به تشخیص سرطان و پاسخ به درمان استفاده می شود. کاهش تومور مارکرها ممکن است نشانه پاسخ به درمان باشد در حالیکه عدم تغییر یا افزایش آن ممکن است نشانه عدم پاسخ به درمان باشد. معمولا میزان تومور مارکر با اندازه توده ارتباط دارد. جیوجیا و همکاران (2015) نشان دادند سطحح بالای (CA 15-3) با اندازه بزرگتر توده، درگیری غدد لنفاوی، مرحله سه بیماری، و گیرنده هرتوو مثبت ارتباط معنی دار داشت.
تومور مارکرهای پستان (CA 15-3) و (CA 27.29) می باشد. تومور مارکر (CA 15-3) در 30 درصد بیماران یک تا سه ماه بعد از درمان نیز مقدار آن بالا می ماندو در بیشتر بیماران بعد از درمان کاهش می یابد. برخی بالینگران افزایش 26 درصد در دو بار و افزایش 66 درصد در یکبار در تومور مارکر (CA 15-3) را از نظر بالینی معنی دار می دانند. تومور مارکر (CEA) مربوط به کولون، ریه، کبد و سینه می باشد. تومور مارکر (CA 125) مربوط به تخمدان می باشد.

حساسیت تومور مارکرها برای تشخیص سریع و زودرس کافی نیست. از این رو تغییرات تومور مارکر به تنهایی برای تشخیص سرطان کافی نیست. حساسیت و ویژگی ناکافی سبب محدودیت در بکارگیری آنها در تصمیم گیری های بالینی می شود. بطور کلی، روند تغییرات آنها بیشتر کمک کننده است. لی و همکاران (2013) نشان دادند که تنها در 55 درصد و 36 درصد بیماران با متاستاز ناشی از سرطان سینه (CA 15-3) و (CEA) به ترتیب افزایش یافته بود. (CA 15-3) افزایش یافته بیشتر در جوانترها و افرادی که انتشار به غده لنفاوی داشتند و (CEA) افزایش یافته بیشتر در مسنتر ها و افرادی که گیرنده استروژنی مثبت داشتند دیده شد. آنها ارتباطی معنی داری بین محل متاستاز و نوع تومور مارکر مشاهده نکردند. در این مطالعه افزایش سطح یکی از تومور مارکرها یا هر دو، فاصله کم متاستاز از تشخیص اولیه، مرحله 3 در تشخیص اولیه، تومور بدون گیرنده استروژنی و محل های متاستاز متعدد با وخامت بیشتر بیماری و کاهش بقا همراه بودند.
کوکو و همکاران (2002) نشان دادند که تومور مارکرها در هر یک نفر از سه نفری که عود سرطان سینه داشتند بالا بوده است. در افرادی که عود سرطان سینه داشتند میانگین تومور مارکر (CA 15-3) دویست و بیست و هفت واحد در میلیلیتر بود. در 3 درصد بیماران در حالیکه عود نداشتند تومور مارکر بالا بود. آنها نتیجه گرفتند در صورتی که تومور مارکر (CA 15-3) طبیعی باشد احتمال متاستاز به استخوان و ویسرا خیلی نامحتمل است.

تومور مارکر ( CellSearch) برای بررسی سلول های سرطانی در گردش جریان خون استفاده می شود. این آزمایش نشان می دهد چند سلول سرطانی در گردش خون وجود دارد. کیبل و همکاران (2017) در مروری جامع نشان دادند بیشترین کاربرد آن برای بیمارانی است که انتشار توده سینه به سایر قسمت های بدن داشته اند.
بیماران بدون انتشار به غده لنفاوی: این آزمایش برای افراد بدون انتشار سرطان به سایر قسمت ها چندان مفید نمی باشد. بیدارد و همکاران (2017) در متاآنالیزی نشان دادند در افرادی که سرطان سینه موضعی داشته اند میزان سلول های سرطانی بیشتر از 1 و بیشتر از 2 و بیشتر از 5 بترتیب در 25، 13 و 6 درصد در پایه، 17، 6 و 3 درصد بعد از شروع شیمی درمانی، 15، 5 و 1 قبل از جراحی، 11، 4 و 1 درصد بعد از جراحی افراد دیده شده است. همچنین میزان سلول سرطانی بیشتر از 1 در 19، 22، 24 و 29 درصد (T1) تا (T4) دیده شد. میزان سلول های بدون گیرنده در توده های بدون گیرنده بیشتر است. آنها پیشنهاد کردند این آزمایش می تواند جنبه پیش آگهی دهنده در بیماران بدون انتشار به غده لنفاوی که شیمی درمانی کرده اند داشته باشد.
بیماران با انتشار به سایر قسمت های بدن: این آزمایش بیشتر برای بیماران با انتشار به سایر قسمت ها (متاستاز) توصیه شده است. میزان بیشتر از 5 سلول در گردش خون با فاصله زمانی عود کوتاه تر، ارتباط داشته است. هایز و همکاران (2006) میزان بقا را بین بیماران با کمتر از 5 و بیشتر از 5 سلول در گردش در طول درمان مقایسه کردند. میانه میزان بقا به ترتیب 21.9 در مقابل 10.9 ماه بود. همچنین در افرادی که با شروع درمان میزان سلول ها به کمتر از 5 رسید در مقایسه به آنها که تغییری نداشتند میانه میزان بقا 6 ماه بیشتر بود.
این آزمایش می تواند نشان دهد چقدر بیماری به شیمی درمانی پاسخ گو است. بیدارد و همکاران (2016) بیان کردند نقش عمده این آزمایش در بیماران با انتشار به سایر قسمت ها در ایجاد پایش پویا پاسخ به درمان می باشد.

آزمایش بافت شناسی پایه تشخیص سرطان است. در این آزمایش بافت توده از نظر نوع و درجه سرطانی بودن بررسی می شود. همچنین اندازه توده، میزان حاشیه های توده که خالی از سلول های سرطانی است گزارش می شود. سلول های سرطانی توده از نظر درجه سرطانی بودن به سه درجه (grade) تقسیم می شوند. درجه 1 (G1) دارای سلول های بخوبی تمایز یافته است. درجه 2 (G2) داری سلول های با تمایز متوسط می باشد. درجه 3 (G3) دارای سلول های با تمایز کم می باشد. درجه 3 از وخامت بیشتری برخوردار است.
انواع سرطان می تواند شامل سرطان داکتال، لوبولار، مدولا، موسینی، توبولار، پاپیلاری، متاپلاستیک، فیلودس، التهابی و بیماری پاژه باشد. شایعترین نوع (80 درصد) سرطان های سینه، سرطان تهاجمی مجاری شیری (Invasive ductal carcinoma) می باشد.

آزمایش ایمونو هیستوشیمی (ImmunoHistoChemistry) بر روی بافت توده انجام می شود و نشان دهنده می دهد که نوع گیرنده هورمونی توده استروژن، پروژسترون یا هرتو (HER2) می باشد. آزمایش (IHC) مشخص کننده نوع درمان های هدفدار می باشد. برای مثال آیا فرد باید هورمون درمانی (تاموکسیفن) یا اینکه هرسپتین یا داروی دیگر دریافت کند.
نمره الرد (Allred) یک روش گزارش نتایج این آزمایش است که 8 نمره دارد. شدت رنگ گیری گیرنده ها (0 تا 3) و درصد رنگ آمیزی آنها (0 تا 5) نیز توسط نمره الرد گزارش می شود. نمره الرد بزرگتر مساوی 3 معمولا گیرنده استروژن مثبت در نظر گرفته می شود.
آزمایش اونکوتایپ بر اساس روش (RT-PCR) نوع گیرنده را مشخص می نماید. گیرنده استروژن بالاتر از 6.5، گیرنده پروژسترون بالاتر از 5.5 و گیرنده هر تو بالاتر از 11.5 به ترتیب مثبت تلقی می شوند. ولمارک و همکاران (2016) در مطالعه ای افراد با گیرنده استروژن مثبت را به دو گروه افراد با گیرنده استروژنی قوی (ESR1>9.1) و افراد با گیرنده استروژنی ضعیف (ESR1<9.1) تقسیم گردند.
روش دیگر بر اساس پروتئین سیتوزول می باشد. در روش (ER-ICA) به ترتیب مقادیر بیشتر از 100 گیرنده استروژن مثبت قوی و 20 تا 100 (fmol/mg) حالت بینابینی تلقی شود.

آزمایش اونکوتایپ (Oncotype) برای سرطان سینه، کولون و پروستات انجام می شود. این آزمایش با بررسی ژنتیک بافت نشان می دهد که چقدر بافت از نظر عود مجدد بدخیم است و از این جهت برای تصمیم گیری درباره انجام شیمی درمانی بکار می رود. نمونه بافت توده برای این آزمایش نیاز است. این آزمایش بر روی افرادی انجام می شود که گیرنده استروژنی مثبت و عدم انتشار به غدد لنفاوی دارند. بیماران به سه گروه با خطر کم، متوسط و بالا تقسیم می شوند. این آزمایش اعلام می کند که بیمار چقدر خطر عود مجدد سرطان در ده سال آینده، در صورت مصرف تاموکسیفن یا شیمی درمانی را دارد. امکان تخمین نمره اونکوتایپ وجود دارد.

انجمن سرطان شناسی بالینی ایالات متحده (اسکو) توصیه کرده است بیماران از نظر سابقه خانوادگی (سرطان سینه، کولون و اندومتر، سن کمتر از 60 سال، سرطان سینه بدون رسپتور استروژن و هرتو) و خطر احتمالی توارث سرطان بررسی شوند. افرادی که در خطر سرطان سینه هستند شامل افرادی که یکی از مادر بزرگ ها یا پدر بزرگ ها از توارث یهودی برخوردار هستند، کمتر از 50 سال در هنگام تشخیص سرطان دارند، سابقه سرطان تخمدان در هر سنی یا در یکی از وابستگان درجه یک یا درجه دو دارند، یکی از وابستگان درجه یک آنها در کمتر از 50 سال سرطان سینه دارد یا سابقه سرطان سینه دو طرفه دارد، سابقه سرطان سینه در وابستگان مرد خانواده موجود است و یا سابقه سرطان سینه زیر 60 سال یا سرطان سینه بدون گیرنده استروژن و هرتو باشد.
آزمایش ژنتیک (Cancernext-Expanded) با بررسی 67 ژن می تواند جهش های ژنی در افراد را در رابطه با سرطان مغز، سینه، کولون، تخمدان، پانکراس، پروستات، کلیه، رحم مشخص نماید.